بازاریابی تلفنی

بازاریابی تلفنی یا Telemarketing نوعی از بازاریابی مستقیم است که در آن فروشنده با مشتریان احتمالی با استفاده از تماس های تلفنی ارتباط برقرار می‌کند وپس از ارائه توضیحاتی درباره ی خدمات ، از مشتری تقاضای خرید  می‌کند. این شیوه ی بازاریابی بازدهی بالایی دارد و بسیاری از شرکت های ارائه دهنده ی خدمات از این روش برای جذب مشتری استفاده می کنند.

چه افرادی باید از بازاریابی تلفنی استفاده ‌کنند؟

معمولا از شیوه ی بازاریابی تلفنی در کمپین‌های سیاسی و اجتماعی، نظرسنجی، فرآیند جذب مخاطب هدفمند و حفظ ارتباط با مشتریان قدیمی و تشویق آن‌ها به خرید استفاده می شود.

علاوه بر این برخی شرکت‌هایی که مایل به جمع‌آوری اطلاعاتی برای گسترش کسب و کار و جذب مخاطب و آشنایی با سلیقه و خواسته های مشتری هستند می‌توانند از این روش بازاریابی استفاده کنند.

بازاریابی تلفنی چه اصولی دارد؟

از معایب بازاریابی تلفنی می توان به تماس سرد یا Cold calling اشاره داشت ،تماس سرد به این معناست که بازاریاب پس از تماس با مشتری متوجه می شود که مشتری استقبال خوبی از او نکرده و یا احتیاجی به خدمات یا محصولات ارائه شده از سوی بازاریاب ندارد. یا این که شما یک تماس گیرنده تصادفی هستید که هیچ اطلاعات و بینشی نسبت به مخاطب خود ندارید و اطلاعاتی را به مخاطب ارائه می دهید که اشتیاقی به شنیدن آن ندارد.

اصول بازاریابی AIDA به چه معناست؟

  1. Attentionبه معنای توجه
  1. Interest به معنای علاقه مندی
  2. Desire به معنای خواستن
  3. Action به معنای انجام دادن

بازاریابی تلفنی را چگونه باید آغاز کرد؟

  1. هدف از این کار چیست؟

در ابتدای کار باید از خودتان بپرسید برای چه این کار را می کنید؟اصلا هدفتان از بازاریابی چیست.پس از پیدا کردن پاسخ حال نوبت ادامه ی کار می رسد.

  1. متنی برای ارائه به مخاطب بنویسید.

متنی تهیه کنید و که در آن ارائه ی خدمات با توجه به نیاز های مشتری را در بر بگیرد.

  1. روخوانی از متن تهیه شده.

از روی متنی که تهیه کرده اید بارها و بارها روخوانی کنید و آن را ضبط کنید.سپس صدای ضبط شده خود را بارها و بارها گوش کنید.

  1. تجسم: تصویری از تماس گیرنده یا مخاطب تلفنی خود در ذهن داشته باشید. باور داشته باشید که با یک شخص صحبت می کنید و نه تنها با یک متکلم.

برای تبدیل به یک بازاریاب تلفنی حرفه ای چه باید بکنیم؟

صبور باشید: صبر در این شغل همیشه حرف اول را می زند.

اشتیاق داشته باشید: آماده بحث کردن و شکافتن موضوعات با مخاطبین خود باشید.

علاقه ی کاری داشته باشید: آن چیزی را که ارائه می کنید، دوست داشته باشید و با علاقه آن را به مخاطب شرح دهید.

اعتماد به نفس داشته باشید: از بیان نظرات خود نترسید و شجاعانه نظرات خود را با مشتری در میان بگذارید.

روی صدای خود برای ارائه ی خدمات،کار کنید: توجه داشته باشید که اگر خیلی آهسته صحبت کنید، ممکن است شنونده ناامید شود. در عین حال اگر با سرعت صحبت کنید، ممکن است مجبور به تکرار صحبتهای خود شوید. علاوه بر کنترل سرعت حرف زدن شما باید بلندی صدای خود را کنترل نمایید. با بلندی متوسط و کمی بالا به شنونده خود نشان می دهید که مشتاق هستید. سعی کنید با کنترل صدایتان تا جایی که می توانید عصبانی و تند و تیز به نظر نرسید.

از زبان بدن برای متقاعد کردن مخاطب کمک بگیرید: تصور کنید که مشتری در روبروی شما قرار دارد و همانگونه که در این حالت سعی در متقاعد کردن او دارید درپشت تلفن نیز از این حالت ها استفاده نمایید. سعی کنید از هدست برای تماس هایتان استفاده کنید تا دستهایتان آزاد باشد و بتوانید آنها را حرکت دهید. این کار به تنظیم تن و بلندی صدایتان کمک می کند.

کلمات و عبارات کلیدی را به خاطر بسپارید: در بازاریابی تلفنی، مثبت اندیشی و آماده بودن کلید برد مذاکره با مشتریان بالقوه است. مثبت بودن را در کلمات و اظهارات خود نشان دهید. سعی کنید در مکالمات خود با مشتری از کلماتی مانند:عالی است،قطعا همین طور است،ممنون که به این موضوع اشاره کردید و… استفاده نمایید.

زمان مناسب تماس خود را انتخاب کنید: برای بازاریابی تلفنی مهم ترین مساله برای جذب مخاطب، انتخاب زمان مناسب برای برقراری تماس می باشد. هر مشتری بر اساس کسب و کار متفاوت خود و همچنین نقشی که در سازمان دارند، زمان مناسب برای پیگیری خاص خود را خواهد داشت. بر اساس نتایج بررسی ها و تحقیقات انجام شده، زمان هایی که بهترین نتایج ممکن را ارائه می دهند، عبارتند از:

– از ۱۰ الی ۱۱٫۳۰ صبح

– ۵ دقیقه  پیش از شروع ساعت کار اداری

–  ساعاتی پیش از اتمام ساعت کاری

برنامه ریزی داشته باشید:قطعا بی برنامگی یکی از تهدید های مهم در هر کسب و کاری به حساب می آید.دفتری تهیه کنید و در آن  برنامه ریزی روزانه ایجاد کنید و طبق آن کار کنید.

زمانتان را برای کسانی که خریدار نیستند، هدر ندهید: هرچقدر هم که سیستم کاریتان خوب باشد، گاهی می‌بینید که دارید با افرادی صحبت می‌کنید که یا نمی‌توانند از پس هزینه خدماتتان برآیند یا محصولات شما سودی برای آن‌ها ندارد. مکالماتی از این قبیل باعث هدر رفتن بخش زیادی از زمانتان می‌شود.

پیگیر باشید: شاید وقتی محصولی را به فروش می‌رسانید به نظر برسد که دیگر کارتان تمام شده است. اولین فروشتان را به عنوان یک «پایان» درنظر نگیرید، چون می‌توانید آن را به منزله دری به سوی روابط طولانی‌مدت و فروش بیشتر تلقی کنید.

زمانی که یک مشتری بالقوه به یک مشتری بالفعل تبدیل می‌شود، اعتمادش نسبت به شما و محصولتان را نشان داده است. با برقراری یک تماس دیگر از رضایت مشتری و خرید مجدد احتمالی او آگاه شوید.